نوشته های پیشین
درباره وبلاگ

دريا شدهست خواهر و من هم
برادرش شاعرتر از هميشـــــــه
نشســتم برابـــرش خــــــــواهر
سلام! با غزلــي نــيمهآمــــــدم
تا با شما قشـــنگ شــــــد نيـم
ديگـرش ميخواهم اعتراف كنـم
هر غزل كه مـا با هم سرودهايـم
جهان كرده از بـــــرش.
خواهر زمان،زمان برادركشیست
باز شايد به گوشها نرســــد بيت
آخـرش با خود ببر مرا كه نپوســد
در اين سـكون شعري كه دوست
داشتـــي از خود رهـــــاترش دريا
سكوت كرده و مــن حرف ميزنم
حس ميكنـم كه راه نبـــــردم به
باورش دريـا منــــــم! هماو كه به
تعـداد مـــــوجهات با هر غــــروب
خورده بر اين صــــــــــــــخـــرهها
ســــــرش هم او كه دل زدهست
به اعـــــماق و كوســــــهها خون
مـی خورنــــــد از رگ در خــــــون
شـــــــــــنــاورش خواهر! برادر تو
كم از ماهيـــــــــــــــان كه نيست
خرچنـگها مخواه بريسند پيكرش
دريـــــــــــــــــــــــا ســـكوت كرده
و من بغض كردهام بغض برادرانهاي
ازقهر خواهرش
فهرست اصلی
طراح قالب
POWERED BY