اين روزا اي گلکم
خيلي بهونه گير شدي
نکنه مي خواي بگي
از من ديگه تو سير شدي
تو خودت خوب مي دوني
که من چقدر دوستت دارم
اگه تنهام بزاري به خدا کم ميارم
تو مثل نور اميدي توي زندگي من
که اگه بري ميميره بعد تو اين روح و تن
چرا من رو زمين و تو روي آسموني
گلکم دارو ندار من توئي
تو خودت اينو که بهتر مي دوني
اما از وقتي که اينو فهميدي
پر کشيده از نگات مهربوني



نوشته شده توسط ღ♥ღ داداش تو ღ♥ღ در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 3:7 موضوع | *
یاس مهربونم

دريا شدهست خواهر و من هم
برادرش شاعرتر از هميشـــــــه
نشســتم برابـــرش خــــــــواهر
سلام! با غزلــي نــيمهآمــــــدم
تا با شما قشـــنگ شــــــد نيـم
ديگـرش ميخواهم اعتراف كنـم
هر غزل كه مـا با هم سرودهايـم
جهان كرده از بـــــرش.
خواهر زمان،زمان برادركشیست
باز شايد به گوشها نرســــد بيت
آخـرش با خود ببر مرا كه نپوســد
در اين سـكون شعري كه دوست
داشتـــي از خود رهـــــاترش دريا
سكوت كرده و مــن حرف ميزنم
حس ميكنـم كه راه نبـــــردم به
باورش دريـا منــــــم! هماو كه به
تعـداد مـــــوجهات با هر غــــروب
خورده بر اين صــــــــــــــخـــرهها
ســــــرش هم او كه دل زدهست
به اعـــــماق و كوســــــهها خون
مـی خورنــــــد از رگ در خــــــون
شـــــــــــنــاورش خواهر! برادر تو
كم از ماهيـــــــــــــــان كه نيست
خرچنـگها مخواه بريسند پيكرش
دريـــــــــــــــــــــــا ســـكوت كرده
و من بغض كردهام بغض برادرانهاي
ازقهر خواهرش
منوی اصلی
مهربونترین های من
ღ♥ღ زیـــبـای مهربونـــــم ღ♥ღ آشپزی
همیشه به یاد تو (دو قطره اشک)
داداش منصورم (تـاک تـک افتـاده)
دانشگاه پارســــــــــــــــــا بابلسر
کدهای خــــفن شاهــــــــــــــــان
تکی قلبم
دلهایی که تنگ شد
صدای موج دریا
تپش های قلبم
لحظه های زیبای من